تبلیغات
پایگاه اینترنتی فاطمه الزهرا - آزار و اذیت دذیگران

آزار و اذیت دذیگران

حکایت آزار و اذیت دیگران




مردی  فرزندی ناخلفی داشت که دائما عصبی بود و با زبان تندش مردم آزاری میکرد پدر از این موضوع نگران بود و فرزند را دائما موعظه میکرد فرزند پاسخ داد پدر من بعد از خشم پشیمان شده و از انهایی که اذیت کردم عذر خواهی میکنم  و از دلشان در می آیم

پدر به فرزند گفت فردا به تعداد هر فردی که میازاری وقتی برگشتی منزل به دیوار میخی بکوب
و بعد اینکه از انها عذر خواستی تعداد انهایی که اذیت کردی میخها را از دیوار بکن
فرزند چنین کرد و به ازای هر آزار و اذیت میخی بر دیوار کوبید و بعد از عذر خواهی آن میخ را از دیوار در اورد

پدر گفت چه کردی فرزندم؟

فرزند پاسخ داد درست شد پدر از دلشان در امدم

پدر دست فرزند را گرفت بسمت دیوار برد گفت پسر جان ببین میخها کنده شده ولی سوراخ و آثار آن روی دیوار مانده حکایت آزوردن و ناراحت کردن مردم و دیگران همچنین است اگه بعد از ناراحت کردن دیگران عذر خواهی هم بکنی به پایشان بیفتی گرچه ترا ببخشند باز آثار ان سوراخی که به قلبش کرده وجود دارد پس تا میتوانی دلی را بدست اور نه اینکه بشکنی

رسول اکرم فرمودند(ص) :  گناه نکردند بهتر از توبه کردن است



[ جمعه 1395/05/8 ] [ ساعت 18 و 42 دقیقه و 30 ثانیه ] [ ابراهیم دلشاد تنیانی منتظر الظهور ]